در سیستم هاى آموزشى، افراد زیادى مشغول به کارند و فعالیت هاى آنها بطور مستقیم یا غیر مستقیم در تربیت دانش آموزان و یا دانشجویان مؤثر است اما در این میان، نقش معلمان و اساتید و دانشگاهها از دیگر افراد بسیار برجسته‏تر مى نماید چنان‏که بیشتر اوقات را دانش آموزان در مدرسه و دانشجویان در دانشگاه زیر نظر آنها سپرى مى کنند و عوامل دیگر هم فراهم آورنده زمینه براى فعالیت معلّم‏ها و اساتید مى‏باشد از این رو بسیارى از دانش آموختگان نظام آموزشى سنتى و جدید شکل گیرى شخصیت خود را مرهون معلمان خود مى دانند یکى از نویسندگان که عمرى را به معلمى گذرانده مى‏نویسد: یکى از تحصیل کرده‏هایى که تحصیلات عالى و دکتراى خود را در کشور آلمان به پایان رسانیده بود چندین بار اقرار واعتراف کرد که همه عقاید دینى او مدیون ارتباط با معلّم خود بوده است. زیرا آنچه در فرایند تعلیم و تربیت به متعلم انتقال مى‏یابد تنها معلومات و مهارت‏هاى معلّم نیست بلکه تمام صفات، خلقیات، حالات نفسانى و رفتار ظاهرى او نیز به شاگردان منتقل مى شود. رابطه دانش آموز با معلّم یک رابطه باطنى و معنوى است دانش آموز و یا دانشجو معلّم را شخصیتى محترم و ممتاز مى‏داند که او را در بزرگ شدن و به استقلال و آزادى رسیدن، و به عضویت رسمى جامعه در آمدن کمک و مساعدت مى نماید معلّم با روح و جان دانش آموز و یا دانشجو سروکار دارد و به همین جهت بعنوان یک الگوى محبوب و مطاع پذیرفته مى شود . دانش آموز اگر چه قبلا در محیط خانواده علوم و اطلاعات فراوانى را کسب کرده رفتارهایى را آموخته و به امورى عادت کرده و تا حدودى شخصیت او شکل گرفته است ولى هنوز شکل ثابت به خود نگرفته و تا حد زیادى قابل انعطاف و تغییر مى‏باشد. کودک و نوجوان در این سنین از محیط خانواده خارج مى شود و بطور رسمى در اجتماعى جدید یعنى مدرسه و یا دانشگاه پذیرفته مى شود . دانش آموز در این اجتماع جدید فرصت مى یابد تا افکار و اندوخته‏هاى دینى و رفتار و عادتهاى گذشته‏اش را مورد بازنگرى قرار دهد و شخصیّت خویش را بسازد و تکمیل و تثبیت نماید. با نفوذترین و محبوب ترین فردى که مى تواند در این مرحله حساس او را یارى کند معلّم است به همین جهت دانش آموزان و یا دانشجویان معلّم و استاد خود را بعنوان یک الگو و اسوه مى پذیرند و از رفتار و گفتار و اخلاق خوب یا بد او سرمشق مى گیرند . و خود را با وى همسان و همانند مى سازند. همچنین دانش آموزان همه اعمال و رفتار معلمان و مدیر و حتّى سرایدار مدرسه را زیر نظر دارند، و از آنها درس مى گیرند دانش آموزان از طرز برخورد و تعامل معلمان با مدیر، معلمان با یکدیگر، معلمان با خدمتکاران مدرسه و معلمان با دانش آموزان درس مى‏گیرند. از اخلاق و رفتار معلم، از طرز اداره کلاس، از رعایت عدل و انصاف در نمره دادن، از وقت شناسى و رعایت نظم، از دلسوزى و مهربانى، از خوشرویى و فروتنى، از دیندارى و التزام به ضوابط شرعى، از اخلاق خوش و ادب او، از خیر خواهى و نوع دوستى معلّم درس ها مى آموزند همچنین از اخلاق و رفتار و کردار او متأثر مى‏شوند و خود را با او همسان مى سازند بنابراین، معلّم فقط یک آموزگار نیست بلکه مهم تر از آن، یک مربى و یک الگوى با نفوذ است. یک معلّم خوب که با رفتار و گفتار پسندیده‏اش دانش آموزان را خوب پرورش مى دهد، بزرگترین خدمت را نسبت به اجتماع خود انجام مى دهد و به عکس یک معلّم بد اخلاق و بدرفتار و منحرف که با رفتار بدخود، دانش آموزان را به انحراف و تباهى مى‏کشد بزرگترین خیانت‏ها را نسبت به اجتماع مرتکب مى شود بنابراین شغل و حرفه معلمى و استادى از حساس ترین و مسئولیت دارترین شغل‏هاى اجتماع مى باشد. معلم و استاد نمى تواند نسبت به اخلاق و رفتار خود آزاد و بى‏تفاوت باشد، زیرا محدوده اخلاقیاتش فراتر از خود اوست. او تنها مسئول خودش نمى باشد بلکه مسئولیت تعدادى از انسانهاى معصوم را نیز بعهده گرفته است. استاد و معلّم باید به


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ شنبه ۱۳٩٠/٢/۳۱ توسط حوا دهقان | نظرات()

سخنی زیبا از امام صادق (ع) ارزش و مقام معلم را خوب روشن می سازد0 حضرت می فرماید: ((تمامی جنبندگان روی زمین و ماهی های دریا و هر کوچک و بزرگ در زمین وآسمان خدا ، برای آموزگار خوب طلب آمرزش می کنند))0
معلم ، شاگردانش ، این امانت های الهی را از آلودگی ها و تباهی ها حفظ کرده و سعی می کند با تعلیمات خود و تربیت آنان ، زمینه رشد و کمالشان را فراهم آورد0 انتظار جامعه از افراد به اندازه ارزش و مقام آنان است و بنابر این ، معلمی که چنین مقامی دارد، هیچ گاه مرتکب اعمال نا شایستی نمی شود0

تاثیر معلم بر شاگرد

شاگردان به خاطر نفوذ روحی و معنوی معلم ، تاثیرات شگرفی از اومی گیرند که گاهی سر نوشت ملتی را تغییر می دهند0 بیشتر انسا نهای موفق ، کامیا بی خود را مدیون معلمان خود می دانند و نیز افرادی هستند که سر خوردگی و شکست های زندگی شان ، ناشی از برخورد بد معلمان است0 استاد شهید مطهری (رحمه الله) در مورد تاثیر معلم خود حاج آقا میرزا علی شیرازی می گوید: (( او بزرگ مردی بود0 مرا برای اولین بار با نهج البلاغه آ شنا کرد و درک محضر او را همواره یکی از ذخا یر گران بهای زندگی خود می شمارم که حاضر نیستم آن را با هیچ چیز معاوضه کنم و شب و روزی نیست که خاطره اش درنظرم مجسم نشود ویا دی از او نکنم و نامی نبرم))

سوز و گداز معلم

نخستین و اساسی ترین نشانه معلم نمونه ، برخور داری او از سوز و گداز((انسان سازی)) است0 تنها عده معدودی از انسانها هستند که همه وجودشان سر شار از سوز و گداز سازندگی است0 این افراد عاشق تربیت هستند0 قوی ترین انگیزه در آنها ، سوز و شوق انسان سازی است 0 این افراد ، از هدایت فردی به شادی و خرسندی دست می یابند0 سوز وگداز ، اساسی ترین و ضروری ترین ویژگی معلم نمونه است0 چنین معلمی به مدرسه و کلاس عشق می ورزد ، زیرا او در چنین محیطی بهتر و کامل تر می تواند به هدف انسان سازی خود برسد0 یکی از ویژگی های یگانه معلم نمونه انسان ، پیامبر اکرم (ص) سوز و عشق به هدایت و ارشاد انسانها بود0 یوسف: 103

هنرمندی معلم

معلم بودن ، تنها در انحصار معلومات نیست ، بلکه افزون بر معلومات و تخصص ، هر معلم باید با هنر معلمی آشنا باشد ، یعنی بداند چگونه از معلومات خود بهره بگیرد و به عبارت دیگر ، با چه زبانی با شاگردان سخن بگوید ، چه شیوه هایی را در ارتباط با شاگردان در نظر بگیرد و چگونه با شاگردان ارتباط بر قرار سازد0 معلم نمونه با بهره گیری از فنون روان شناسی ، با قدرت و مهارت ، امواج متلاطم کلاس را آرام کرده ، تسلط و توانایی اداره کلاس را عملا" عرضه می دارد0 این روانشناسی معلم برای اداره هر کلاس شیوه خاصی را در نظر می گیرد ،
چنان که در خصوص تک تک شاگردان نیز رفتار خاصی را انتخاب می کند 0 به رعایت همه این اصول ،((هنر معلمی )) میگویند

اخلاق معلم

انسانها به طور فطری عاشق کمال هستند و بی اختیار در برابر کمال به خضوع در آمده ، جذب آن می گردد0 وقتی شاگردی جذب کمالی از کمالات معلم شود ، به سوی آن کمال و صاحب کمال کشیده خوا هد شد0 تغییرات اخلاقی ، با گفتار و پند و اندرز صورت نمی پذیرد ، بلکه کردار و رفتار انسانها ست که موجب دگرگو نی در دیگران می گردد0 امام صادق (ع ) در سخنی ارزشمند می فرماید: (( مردم را با اعمال و رفتار خود به خوبیها دعوت نمایید و توجه داشته باشید که دعوت زبانی ، فاقد ارزش و بهاست ))
هر معلمی ((مربی)) است و بر این اساس ، اخلاق و خوی معلم انسان را می سازد و درس و بحث علمی ، بها نه ای بیش نیست0

فروتنی معلم

سزاوار است که معلم خوش خلق و فروتن باشد و با رفق و مدارا با شاگردان ارتباط بر قرار سازد0 از امام صادق (ع) نقل شده که امیرالمومنان (ع) فرمود: (( دانشمندان واقعی سه ویژگی دارند: دانش و بینش، حلم و بردباری ، سکوت و آ رامش و وقار ))0 همان ، ص 101 0
کسانی که عفل و خرد بیشتری دارند ، قدرت کنترل نفس آنان در مقایسه با دیگران زیادتر است0 وقتی بین دو انسان رابطه عا طفی و صمیمی نباشد، خود به خود جدایی بینشان به وجود خواهد آمد ، زیرا نزدیکی و صمیمیت ، بسیاری از توهمات و پیش داوری ها از بین می برد0 معلم متواضع با فروتنی خود ، راه ارتباطی را به روی شاگرد می گشاید و شاگرد از این فرصت استفاده کرده ، بسیاری از دشواری های فکری و روحی خود را حل خوا هد کرد0 رسول خدا(ص) در این زمینه می فرماید: (( به شاگردانی که درس می دهید و با آنان که از آنها درس می آموزید ، با نرمی و ملایمت رفتار کنید)

پی نوشتها :

1-بحار الانوار ، ج 2 ، ص 17 0
2-مرتضی مطهری ، سیری در نهج البلاغه
3-معلم نمونه ، ص32 0
4-همان ، ص 35 0
5-همان ، ص 104 0

 

نگارش در تاريخ سه‌شنبه ۱۳٩٠/٢/٢٧ توسط حوا دهقان | نظرات()

کلمات رب، ربنا، ربکم، ربک، ربه، ربها، ربهم، ربی، ربهما، ربکما که در قرآن‌کریم آمده است بیانگر ربوبیت ذات مقدس احدیت است و اصل رب تربیت است و آن عبارت از ایجاد شی است تا به تدریج او را به مقصد کمال و تمام رهنمون سازد. با توجه به همین جایگاه تعلیم و تربیت است که هدف از بعثت پیامبران تعلیم کتاب، حکمت و پرورش و تصفیه روح از ناخالصی‌ها معرفی شده است و در کلمات رسول الله (ص) آمده است (بالتعلم ارسلت)، (بعثت معلما)، (بعثت لا تمم مکارم الاخلاق) که این جملات بیانگر آن است که اسلام در زمینه تعلیم و تربیت دارای مکتبی ممتاز، مستقل با مبانی و اصولی مشخص و الهی است از جمله مبانی مطرح در مکتب تعلیم و تربیت اسلام اصل خدا محوری یا اخلاص، اصل تقدم اصلاح خود بر اصلاح دیگران، اصل توکل و اعتماد به نفس، اصل آیت بودن و نشانه شدن بسوی کمال مطلق، اصل مدارا و دوری از سخت‌گیری و تکلف، اصل عقلانی بودن نظام تعلیم و تربیت و اصل حاکمیت دادن به تعلیم و تربیت الهی می باشد. در مکتب تعلیم و تربیت اسلام فراگیری علم و دانش همراه با تهذیب و تربیت دینی هدف رسالت نبوی شمرده شده و برای تحصیل علم نه محدودیت زمانی دارد و نه مکانی و از نظر معلم مرز نمی‌شناسد چرا که علم و حکمت را گمشده مومن می‌داند که نزد هر کس بیابد آن را می‌گیرد.


جایگاه معلم در مکتب تعلیم و تربیت اسلامی


در عظمت منزلت و مقام معلم همین کافی است که بزرگ ترین معلم جهان بشریت حضرت رسول خاتم(ص) به این ویژگی خود افتخار می کرد.آن بزرگوار زمانی که با دو گروه در مسجد مواجه شد که گروه اول عبادت می کردند و گروه دوم به آموزش علم مشغول بودند، گروه دوم را که در محضر استادی علم می آموختند، افضل دانست و فرمود: «انما بعثت معلما؛ همانا که من به عنوان معلم انسان ها مبعوث شده ام. » آن حضرت چنان برای معلمان و مقام ارجمند آنان ارزش قائل بود که در دعاهایش می فرمود: «اللهم اغفر للمعلمین و اطل اعمارهم و بارک لهم فی کسبهم؛ (کشف الخطا، ج1، ص48) خداوندا! معلمان را بیامرز و عمر طولانی به آنان عطا فرما و کسب و کارشان را مبارک گردان!» اسلام معلم را به عنوان پدر روحانی معرفی می کند و می گوید: (اب معلمک) یعنی یکی از پدران ثلاثه تو، معلمی است که به تو دانش می آموزد و بنابراین تمام حقوقی که درباره پدر و مادر رعایت می شود باید در حق معلم به صورت کامل تری رعایت گردد. نام معلم چنان با عظمت است که در جای جای متون اسلامی از او تجلیل به عمل آمده تا به آن حد که خداوند علیم خود را معلم خوانده و رسول الله (ص) فرموده اند: (انما بعثت معلما).

 

نگارش در تاريخ سه‌شنبه ۱۳٩٠/٢/٢٧ توسط حوا دهقان | نظرات()

تربیت و شکل‌گیری شخصیت افراد به ویژه نسل جدید، تحت تأثیر عوامل مختلف درونی، بیرونی و حتی عوامل فوق طبیعی قرار دارد. عوامل گوناگونِ مؤثر در تربیت، هر کدام در جای خود مهم و دارای درجه‌ی خاصی از تأثیر است. در این میان دو عامل خانواده و مکتب یا مدرسه نقش بسیار برجسته‌تری نسبت به دیگر عوامل دارند و در واقع این دو هستند که شخصیت افراد را شکل می‌دهند. خانواده نخستین محل تعلیم و تربیت و عرصه‌ی‌ آموزش برای تمام افراد است. اینجاست که بخش اعظم سلایق و علایق، شخصیت‌ و الگو‌های رفتاری افراد شکل می‌گیرد. مدرسه به عنوان مکمل خانواده، کانونی است که در آن افراد همراه با تعلیم و کسب معلومات، تربیت می‌شوند.

در مدرسه نیز عوامل مختلفی وجود دارند که در امر تربیت مؤثرند از قبیل برنامه‌های ‌درسی، مواد آموزشی، سازمان مدرسه و امکانات آموزشی آن؛ ولی هیچ یک از اینها به اندازه‌ی معلم، چه به لحاظ آموزشی وچه تربیتی اهمیت ندارد، زیرا این معلم است که به همه‌ی آن عوامل جان می‌بخشد و آنها را سودمند و نتیجه‌بخش می‌گرداند. هم‌چنین اوست که نسل‌ها را به همدیگر ارتباط می‌دهد، فرهنگ جامعه را حفظ می‌کند، و در صورت نیاز تغییر می‌دهد و تکامل می‌بخشد، به رفتار دانش‌آموز شکل می‌دهد و افراد مورد نیاز جامعه را تربیت می‌کند.

از آنجا که در هر جامعه‌ای بسته به بینش‌ها و نگرش‌های آن جامعه، نوع خاصی از تربیت مورد نظر است، در جامعه‌ی دینی، تربیت دینی مورد اهتمام جدی متولیان امر تربیت است. با توجه به اینکه کشور ما یک کشور اسلامی است و ۹۹% جمعیت آن مسلمان است، تربیت دینیِ نسل جدید یکی از بایسته‌های وزارت معارف به عنوان نهاد رسمیِ متکفل امر تعلیم و تربیت در کشور، به شمار می‌رود.

 

نقش معلم در تربیت دینی

در تربیت دینی ....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ یکشنبه ۱۳٩٠/٢/٢٥ توسط حوا دهقان | نظرات()

در مدرسه فرزندان دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه می‌کنند. معلم با محبت و توجه، آنان را در مسیر صحیح هدایت می‌کند، دانش‌آموز در مدرسه چگونگی برقراری روابط درست عاطفی، سازگاری با دیگران و مسوولیت‌پذیری را می‌آموزد و راه‌های مبارزه با کینه‌توزی، دیگرآزاری و حسادت را یاد می‌گیرد.
تحقیقات متفاوتی که در این زمینه انجام شده نشان می‌دهد رفتار کودکان دبستانی، بستگی بسیار با رفتار معلمان آنها دارد و چنانچه معلمی روش محبت‌آمیز همراه با انضباط منطقی را در کلاس خود به کار ببرد از همکاری، علاقه‌مندی و قدرت ابتکار شاگردانش بهره‌مند می‌شود.

نقش الگویی معلم و نفوذی که او در انضباط دادن به رفتارهای دانش‌آموزان دارد، بر همگان روشن است. از آنجا که دانش‌آموزان یکی از الگوهای مهم رفتاری خود را معلمان قرار می‌دهند، اگر معلم از ویژگی الگودهی خوبی برخوردار باشد می‌تواند تاثیرات عمیقی در رشد شخصیت و بهداشت روانی دانش‌آموزان باقی بگذارد.

معلمی که الگوی تعاملی و متعادلی میان خود و دانش‌آموز برقرار می‌کند و در این ارتباط به شخصیت و نیازهای دانش‌آموزان توجه کافی دارد و کارها را بر اساس استعدادها و تمایلات میان شاگردان تقسیم می‌کند، چنین معلمی نقش بهتری را در بهداشت روانی دانش‌آموزان ایفا خواهد کرد.

یک روان‌شناس به نام کارل راجرز نگرش آزادمنشانه در کلاس را پیشنهاد می‌کند. به بیان دیگر معلم باید کودک را بپذیرد، هرچند نمی‌تواند رفتار او را بپذیرد. به کودک باید احترام گذاشت و به عنوان انسانی با توانایی‌های بالقوه به او ارج نهاد؛ هرچند او کوچک‌تر و ناپخته‌تر، کم‌دانش‌تر و کم‌تجربه‌تر از معلم است. معلم نباید کوشش خویش را صرف حکمرانی بر کودک کند، بلکه باید سعی در جهت دادن اعمال کودک به سوی پیشرفت موفقیت‌آمیز و سازگاری هر چه بیشتر کند.

ماهیت این رابطه کمکی، بستگی به احساسات واقعی معلم دارد. معلم باید قادر به بیان و ابراز احساسات واقعی خویش باشد تا آن که کودک بتواند او را به عنوان یک انسان شریف و قابل اعتماد ببیند و نه فردی که پیوسته چیزی را از او پنهان می‌دارد.

چنین معلمی در عین حال که درصدد ایجاد تغییر مطلوب در رفتار کودک است، هرگز برای او تهدیدآمیز نیست. او نسبت به زندگی گذشته و حال کودک تعصبی ندارد، بلکه آینده کودک را بر حسب توانایی‌هایش در نظر دارد. اگر معلم بتواند به کودک تفهیم کند که سعی دارد به او کمک کند و اگر بتواند به کودک نشان دهد که صفات و عادات خوب کودک را می‌شناسد، بیشتر قادر خواهد بود به نتایج مطلوب دست یابد.

مهم‌ترین شرط معلم خوب از لحاظ بهداشت روانی این است که او با کمال صمیمیت و خلوص‌نیت، کودکان را دوست بدارد و از رفتار آنان آزرده نشود، بلکه با صبر و حوصله و خوشرویی سعی کند به عمق مشکلات کودکان پی ببرد و در حل این مسائل تا حد ممکن بکوشد.

معلم نباید تمام تلاش خود را صرف این کند که دانش‌آموزان بهترین نمره را کسب کنند، بلکه باید بکوشد به هر فرد به اندازه توانایی او مسوولیت دهد و حتی‌الامکان در پرورش فکری و روانی و جسمانی کودک بکوشد.

روشی که اکنون در ارزشیابی تحصیلی به کار می‌رود، روش نامطلوبی است، زیرا نمرات آنقدر دقیق نیستند که معلم بتواند میان 15 و 16 یا 9 و 10 را بخوبی تشخیص دهد، فرق بگذارد؛ بعلاوه همیشه برای شاگرد هدف مطلق کاملی وجود دارد که او باید با تمام قوا برای به دست آوردن آن بکوشد. مسلما هیچ دانش‌آموزی قادر نیست موفقیت صددرصد در درس داشته باشد، زیرا حتی خود او نیز تمام مطالب را به طور کامل نمی‌داند.

در ضمن از نظر بهداشت روانی نامطلوب است که تکامل‌جویی را ملاک نظر کودکان قرار دهیم. هدف کودک نباید رسیدن به حد کمال و برتری‌جویی باشد، بلکه مقصود باید صرفا کسب دانش باشد تا به وسیله آن شخص برای خود و دیگران سودمند واقع شود. نمره و بویژه نمره عددی، کودکان را به رقابت شدید تحریک می‌کند، در حالی که از نظر تربیتی و روانی صحیح نیست هدف عمده تحصیل فقط آرزوی غلبه بر دیگران باشد.

نتایج مضر این روش (نمره دادن) بیش از همه متوجه افراد کم‌هوش می‌شود، زیرا آنها به طبع قادر به رقابت با دیگران نیستند و از این بابت احساس حقارت، حماقت و شکست شدید خواهند کرد. شکست همیشه نامطلوب است و عدم موفقیت پی‌درپی معمولا منجر به رفتار غیرعادی خواهد شد. موفقیت تجربه مثبت و مفیدی است و موفقیت مداوم باعث ایجاد تعادل شخصیت و احساس اعتماد به نفس می‌شود.

یکی از عوامل سلامت روانی دانش‌آموز، درک شدن او توسط معلمش است. معلم باید در ارتباط با شاگردان آنچنان رفتاری داشته باشد که شاگرد تنبل و قوی و فقیر و غنی همه خیال کنند که معلم به خاطر هر یک از آنان به کلاس درس آمده است.

امروزه ناله بسیاری از دانش‌‌آموزان دبیرستانی از این منظر بلند شده است و همه فریاد می‌‌زنند که معلمان ما را درک نمی‌‌کنند. ما می‌‌خواهیم آنان ما را درک کنند. همان‌طور که هستیم ما را شناسایی کنند. با همه دشواری‌ها، شخصیتهایمان را بشناسند. با همه عیوب و نارساییهایمان، با همه آرمان‌‌ها و اندیشه‌هایمان، ما را دریابند. به عبارت دیگر آنها می‌‌گویند ما میخواهیم معلمان همه وجود روحی ما را لمس کنند نه این‌که تنها به درس دادن قناعت کنند.

معلم باید در‌‌ارتباط با شاگردان‌آنچنان رفتاری داشته باشد‌که شاگرد تنبل و قوی‌و فقیر و غنی همه خیال کنند که معلم به خاطر هر‌یک از آنان به‌کلاس درس‌آمده استاگر شاگرد درک شود شاگرد به آن معلم علاقه‌مند شده به سوی او کشیده خواهد شد. دلش هوای او خواهد کرد، در دیدارش آثار شادمانی و نشاط و خرمی موج خواهد زد و اگر به او بگویند که این معلم دیگر به این مدرسه نخواهد آمد، اشک چهره او را دربرخواهد گرفت.

به نظر گلاسر نظام تعلیم و تربیت مدرسه باید چنان باشد که در آن هر دانش‌‌آموزی بتواند دوست داشتن و دوست داشته شدن و احساس ارزش را تجربه کند. معلمی که به مقام انسانی کودکان و نوجوانان ارج می‌‌نهد و نیاز به جلب توجه و محبت آنان را در مسیر صحیح هدایت می‌‌کند، همچنین معلمی که خالصانه سعی دارد آنچه را که می‌‌داند به دانش‌‌آموزان بیاموزد، نه‌تنها نیازهای روانی آنان را ارضا می‌کند، بلکه برقراری روابط صحیح عاطفی، سازگاری با دیگران، مسوولیت‌پذیری را نیز به ایشان می‌‌آموزد. در چنین فضای تربیتی، افراد به بلوغ عاطفی می‌رسند و از لحاظ روانی سالم بار می‌‌آیند.

معلمان در محیط آموزشگاهی می‌توانند با ارائه ارزش‌های صحیح و منطقی بزرگسالان بیشترین کمک را به دانش‌آموزان داشته باشند. دادن پاداش‌های مثبت مناسب، شناساندن و تدارک الگو‌های صحیح اخلاقی و تربیتی جهت همانندسازی و یاری کردن آنها در یافتن رضایت و خشنودی مواقعی در مدرسه، از اهمیتی خاص برخوردار است زیرا کودکان اغلب با کنترل‌های درونی نامناسب و اجتماعی شدن‌های نامطلوب به مدرسه می‌آیند.

اگر کمک معلمان نباشد چنین کودکان در مدرسه نیز شکست می‌خورند و انگیزه بسیار کمی برای پذیرش ارزش‌های صحیح مدرسه خواهند داشت و این روشن است کودکی که رضایت کافی از مدرسه به دست نیاورد، اغلب در همانندسازی با اولیای مدرسه شکست می‌خورد و با مشکلات انضباطی و تحصیلی مواجه می‌شود و در نهایت عده زیادی از آنها ترک تحصیل می‌کنند.

نگارش در تاريخ یکشنبه ۱۳٩٠/٢/٢٥ توسط حوا دهقان | نظرات()

نقش معلمان ومربیان در تربیت به مثابه ی چراغ وروشنایی در ظلمات وتاریکی هااست.این جایگاه ومنزلت منحصر به فرد وخاص است ودر واقع کلید رمز گشایی از گره های تعلیم وتربیت است.

معلمان به عنوان پایه گذاران اندیشه های علمی، مبلغان ارزش ها و مسوولیت های اجتماعی به کودکان ما می باشند و حرف اول را در تربیت منابع انسانی می زنند و هیچ حرفه ای همچون شغل معلمی نقش موثری در جوامع ندارد.

آینده یک کشور به دست فرهیختگان آن ملت حاصل می گردد،معلمان با تعهد ،تخصص ومهارت خود درکلاس  که به تعبیری قلب تغییر است فردای یک تمدن راطراحی میکندومصالح آن را فراهم می آورد.

رهبر معظم انقلاب دراین باره فرمودند:"شما معلمان ومربیان ونسل جوان هستید که فردارا می سازید واستکبار جهانی را مایوس می کنیدونقطه ی امید روشن راکه امام وانقلاب اسلامی آن را بوجود آوردنددر دل مستضعفان عالم زنده نگه می دارید.معلم کسی است که انسان را آن چنان پرداخت می کند که گوهر وجود ونورانیت او تلالوکند وخود را نشان دهد.ببینید این شغل چقدر عظیم وباارزش است." 

استقلال وموجودیت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشات می گیرد وساده اندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی ،استقلال در ابعاد دیگر یا یکی از انها امکان پذیر است.(صحیفه نور،ج5،ص160) 

رسالت معلمان و مربیان

پس از نهاد خانه و خانواده که کانون پر مهر و محبت پدر و مادر است مدرسه


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ یکشنبه ۱۳٩٠/٢/٢٥ توسط حوا دهقان | نظرات()

عارفان با عشق عارف میشوند                                بهترین مردم معلم میشوند  

عشق با عارف مکمل میشود                                 هرکه عاشق شد معلم میشود

معلم

تعلیم و تعلم از شئون الهی است و خداوند، این موهبت را به پیامبران و اولیای پاک خویش ارزانی

کرده است تا مسیر هدایت را به بشر بیاموزند و چنین شد که تعلیم و تعلم به صورت سنت حسنه

آفرینش درآمد.

انسان نیز با پذیرش این مسئولیت، نام خویش را در این گروه و در قالب واژه مقدس «معلم» ثبت

کرده است. معلم، ایمان را بر لوح جان و ضمیرهای پاک حک می کند و ندای فطرت را به گوش

همه می رساند. همچنین سیاهی جهل را از دل ها می زداید و زلال دانایی را در روان بشر جاری می

سازد.





دغدغه معلم همیشه این است که حیات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انسانی بچرخد و شناخت

خدا و مکتب و دین، همت اساسی آدمی باشد و هیچ بیگانه ای را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشی

دین و میهن فراهم نیاید.



در این مسیر خطیر، بزرگانی گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان می درخشد. علامه شهید استاد

مرتضی مطهری (رحمه الله) از همین طایفه مقدس است که در سنگر تعلیم و تعلم، به قله های رفیعی

دست یافت تا آنجا که معمار انقلاب اسلامی  که خود معلمی بزرگ است ـ همه آثارش را مفید می

داند و بهره برداری از آنها را سفارش می کند ...


 نقش معلم معلم در آموزش

معلم به عنوان یکی از ارکان آموزش و پرورش دارای نقش اساسی در کیفیت آموزش ودر نتیجه یاد

گیری دارد . توفیق یا شکست برنامه ها  و فعالیتهای آموزشی و پرورشی هر نظام و هر کشوری به

معلمان آن بستگی دارد . با توجه به این امر است که اهمیت کار و مقام معلم وتائثر عمیق آن در

عزت و ذلت وپشرفت و انحطاط جامعه روشن می شود . در حقیقت رهبری نسل آینده هر جامعه به

دست معلمان آن جامعه است . روی این اصل است که از قدیم در بیشترین جامعه ها معلم دارای

ارزش و مقام قابل احترام بوده است . معلمی می تواند مسئولیت آموزش وپرورش نسل جوان وآینده

کشور را بر عهده بگیرد و موثر واقع شود که دارای خصوصیات و صفاتی باشد که پاره ای از آنها

شخصی وذاتی با توجه به اهمیت تربیت معلم ،نگاهی گذرا به آن خواهیم داشت.

 تقلید ازمعلم، یکی ازروشهای معمول دریادگیری شاگردان دوره ابتدایی به شمارمیرود ومعلم میتواند الگوی پرقدرتی برای شاگردان به حساب آید. یکی ازجنبه های مهم یادگیری ازطریق تقلید آن است که رفتار میتواند به آسانی ازطریق مشاهده کسب شود، لذا شاگردان بطورثابت درحال جذب وکسب اظهارات، حالت ها و نگرشهای معلمان خود از نقطه نظرروش صنفی هستند واین کاربدون اینکه معلم رجوع خاصی به این نوع رفتارها داشته باشد انجام میگیرد. درمواردیکه معلم باطعنه و کنایه ویا استهزا به اشتباهات شاگردان جواب بدهد احتمال اینکه شاگردان نیزچنین عکس العمل هائی نسبت به همدیگرنشان دهند افزایش خواهد یافت .

باید توجه داشت که هرنوع رفتاری درهرزمانی می تواند بشکل یک الگوعمل کند. ازاین جهت شاگردان رفتارهای مثبت ومنفی، هردو را ازمعلمان خود خواهند آموخت. اگرشخصیت معلم دارای صفات انسانی ازقبیل محبت،دوستی،اخلاص، راستی، همکاری، صداقت، بردباری ،اخلاق، تعهدوایمان باشد طبعیتآً تقلید چنین و یژگیها، سلامت روانی طفل را تضمین میکند ولی اگرشخصیت معلم د چاراختلال و نابسامانیها باشد یعنی رفتارهای خلاف معیارهای فرهنگی واجتماعی ازاوسربزند یا فاقدصفات انسانی باشد پس طفل ازمعلم خود حاصلی جزء رفتارها واختلالات نابهنجاروناسازگارنخواهد داشت. واضح است که اطفال دوره ابتدایی مکتب میتواند ناسازگاریها را ازمعلمان ناسازگاروسازگاریها را ازمعلمان سازگارتقلید خواهد کرد. پس درپروسه تدریس وآموزش، تنها تجارب ودیدگاه های علمی معلم نیست که مؤثرواقع شود، بلکه کل شخصیت اوست که درایجاد شرایط یادگیری، تغیروتحول شاگردان تاثیرمیگزارد .

 

نگارش در تاريخ شنبه ۱۳٩٠/٢/٢٤ توسط حوا دهقان | نظرات()
درباره وبلاگ
موضوعات
 
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
صفحات جانبي
پيوند ها
 




قالب وبلاگ